تبليغاتX
 سی ثانیه زیر خاک

دیدار با دردانه بسکتبال ایران

سلام

ببخشید که این مدت شما فقط یه تیترو خوندید. راستش چند روز قبل از این تیتر رفته بودم پیش آیدین. یادمه قبل از سالش هروقت می رفتم پر از گل بود و بین اون همه مزار مال آیدین بود که آب و جارو شده بود. آیدین مثل همیشه گل سرسبد بود  اما اون روز که رفتم و دیدم کسی اونجا نیستو کسی هم به تازگی اونجا نبوده دلم خیلی گرفت یاد اولای عروجش افتادم که چه دست نوشته هایی که براش گذاشته نمی شد چه کسایی که براش ننوشتن و چه کسایی که فراقش رو باور نکردن دلم نمیخواد آیدین تنها بمونه. درسته خاک سرد میشه و سرد می کنه اما ما نباید یادمون بره مایی که انقدر برای رفتنش اشک ریختیم و چه شبایی رو که با گریه صبح نکردیم .

 یادمه اولا که آیدین رفته بود هممون سعی می کردیم مثل اون باشیم خوب و مهربون و متین لا اقل چندتا از صفات خوبشو به کار ببریم اما حالا که بیشتر از یه ساله که رفته چقدر تو این راه موفق بودیم؟

امروز جمعه ۶/۶/۸۸

من شنبه رفتم پیش آیدین خدارو شکر اونجا گل بود  فهمیدم بهش سر زدن خیلی خوشحال شدم . آیدین همیشه در قلب ماست

!! نوشته شده توسط پگاه | 5 PM | چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 •

RSS